بدون عنوان
سلام عشق مامان النا خانمی مامانی این روزا یه خورده ناراحت بود به خاطر یه سری مسایلی که دلم نمیخواد اینجا بنویسم وبعدها عزیز دلم بخونه وناراحت بشه فقط از ته دلم سلامتیتو از خدا میخوام همین مامانی دیروز اومدن واست اتاقتو کاغذ دیواری کردن خیلی خوشگل شد عمه منیر هم اومد اتاقتو تمیز کرد دستش درد نکنه من اصلا نمیتونم زیاد کار کنم عمه منیر فرشته نجات منه خیلی دوستش دارم بعد از اینکه اونا رفتن بابابایی اتاقتو چیدیم بابا جونت با اینکه خیلی خسته بود ولی دوست داشت اتاقتو زودتر بچینه وقتی تموم شد کلی ذوق کردیم ولی هر دو تاایمون بیهوش شدیم از خستگی ولی اشکال نداره فدای سرت مامانی بجاش اتاقت خیلی قشنگ شد ...
نویسنده :
بیتا
12:14


